نکاح نامه بنیاد شجره طیبه

مدیر ۳:۳۷ ب.ظ ۸
نکاح نامه بنیاد شجره طیبه

 

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین ثم الصلاة و السلام علی محمد و آله اجمعین.

یکی از مسایل بسیار مهم و مبتلا به که روحانیت معظم با آن سروکار دارند مساله خواندن عقد ازدواج و گاهی هم اجرای صیغه طلاق است.

از آنجاییکه خواندن عقد ازدواج و طلاق احکام و شرایط خاصی دارد و باید با الفاظ و عبارات مخصوصی که از طرف شارع مقدس تعیین شده خوانده شود، چنانچه انسان آن شرایط را رعایت نکند و مسایل ادبی و نحوی و شرعی اجرای آن را نداند، عقد باطل و مفاسد و پیامد های زیان باری در پی دارد. بنده برخود لازم و وظیفه شرعی دانستم تا مسایل موجود در خواندن صحیح صیغه نکاح را که در دروس آیت الله وجدانی(ره) بیان شده جمع آوری نموده و به طور خلاصه در اختیار اهل فضل قرار دهم باشد که مورد استفاده آن عزیزان قرار گرفته و باقیات الصالحاتی هم برای بنده باشد چنانچه عزیزان دیگر نیز به طور مفصل این عمل نیک را انجام داده اند.

غرض ذکری است کزما  باز ماند      کـه هستـی را نمـی بینم بقایـی

سید موسی موسوی هلمندی

دانلود فایل کامل نکاح نامه در ۴۰ صفحه    (PDF)

بسم الله الرحمن الرحیم

«الحمد لله الذی احل النکاح و الزواج و حرم الزناء و السفاح و الف بین القلوب بعد الفراق و الشقاق و انسهم باالرافته و الصلاح ثم الصلوه و السلام علی محمد و آل محمد.»

 

قال رسول الله(ص): النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی و قال(ص) فی حدیث آخر: من تزوج احرز نصف دینه فلیتقی الله فی النصفه الباقی.

قرآن و ترغیب به ازدواج:

توصیه ازدواج مومنین با مومنات و…

الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُواْالْکِتَابَ حِلٌّ لَّکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُمِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَمِن قَبْلِکُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَمُسَافِحِینَ وَلاَ مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ وَمَن یَکْفُرْ بِالإِیمَانِفَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ﴿۵﴾

امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده و طعام کسانى که اهل کتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن از مسلمان و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما کتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنکه مهرهایشان را به ایشان بدهید در حالى که خود پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانى دوست ‏خود بگیرید و هر کس در ایمان خود شک کند قطعاً عملش تباه شده و در آخرت از زیانکاران است.[۱]

آیه دیگر:

مومنینی که فقیر و تنگدست اند ازدواج نمایند و به رحمت خدا امیدوار باشند.

وَأَنکِحُوا الْأَیَامَى مِنکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْوَإِمَائِکُمْ إِن یَکُونُوا فُقَرَاء یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِوَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ﴿۳۲﴾

بی ‏همسران خود و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید، اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد کرد و خدا گشایشگر داناست.[۲]

قرآن و نهی ازدواج با محارم و…

وَلاَ تَنکِحُواْ مَا نَکَحَ آبَاؤُکُم مِّنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاء سَبِیلًا﴿۲۲﴾

و با زنانى که پدرانتان به ازدواج خود درآورده‏ اند نکاح مکنید مگر آنچه که پیشتر رخ داده است چرا که آن زشتکارى و [مایه] دشمنى و بد راهى بوده است.[۳]

انواع محارم:

۱- محارم نسبی: مادر، جده، مادر جده و هرچه بالاتر رود.

دختر و هرچه پایین تر رود، دختر دختر و دختر پسر.

خواهر و دختر خواهرها و برادرها و هرچه پایین تر رود.

عمه و خاله و هرچه بالاتر رود یعنی خواهر پدر و خواهر مادر.

۲- محارم سببی: مصاهره: خویشاوندی از قبیل مادر زن و هرچه بالاتر رود.

دختر زن مدخوله و هرچه پایین تر رود.

دختر دختر زن و غیره و عروس بر پدر شوهر حرام است و هرچه پایین تر رود.

زن پدر بر پسر حرام است و هرچند پایینتر رود و جمع بین دوخواهر حرام است.

جمع زن با عمه زن و برادر زاده زن و خواهر زاده زن بدون اجازه زن حرام است و عقد زن شوهردار و عده دار حرام است.

رضاع، مثل خواهر و برادر رضاعی که از شیر همدیگر طبق شرایط خورده اند جزو محارم است.

۳- لعان ۴- کفر ۵- ارتداد

توصیه قرآن به عفت و پاکدامنی کسانی که به علل گوناگون قادر به ازدواج نیستند.

وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ.

و کسانى که [وسیله] زناشویى نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند.

وَمَن لَّمْ یَسْتَطِعْ مِنکُمْ طَوْلًا أَن یَنکِحَ الْمُحْصَنَاتِالْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُم مِّن فَتَیَاتِکُمُالْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِکُمْ بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍفَانکِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّبِالْمَعْرُوفِ

و هر کس از شما از نظر مالى نمی تواند زنان [آزاد] پاکدامن با ایمان را به همسرى [خود] درآورد پس با دختران جوانسال با ایمان شما که مالک آنان هستید[ازدواج کند] و خدا به ایمان شما داناتر است [همه] از یکدیگرید پس آنان را با اجازه خانواده‏شان به همسرى [خود] درآورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنکه] پاکدامن باشند.[۴]

آیه دیگر:

اگر خوف از اجرای عدالت در بین زوجات دارید بهتر است به یک زن اکتفا نمایید تا به ظلم و ستم نگرایید.

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانکِحُواْ مَا طَابَلَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْأَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَأَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ﴿۳﴾

و اگر در اجراى عدالت میان دختران یتیم بیمناکید هر چه از زنان [دیگر] که شما را پسند افتاد دو دو سه سه چهار چهار به زنى گیرید پس اگر بیم دارید که به عدالت رفتار نکنید به یک [زن آزاد] یا به آنچه [از کنیزان] مالک شده‏ اید [اکتفا کنید] این [خوددارى] نزدیکتر است تا به ستم گرایید. [و بیهوده عیال‏وار گردید.][۵]

ترغیب به ازدواج در احادیث نبوی:

قال رسول الله(ص): النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی

و در حدیثی دیگر: ما بنی بنا فی الاسلام احب الی الله عزوجل من التزویج.[۶]

قال رسول الله(ص): من تزوج احرز نصف دینه فلیتقی الله فی النصف الباقی.[۷]

قال رسول الله(ص): تناکحوا و تناسلوا و تکثروا انی اباهی بکم الامم یوم القیامه و لو کان بالسقط حتی ان السقط یجی محنطا علی باب الجنه فیقال له ادخل الجنه فیقول لا حتی یدخل عدد ابوای الجنه قبلی.[۸]

کراهت عزب ماندن و ترک ازدواج:

قال رسول الله(ص): رکعتان یصلیهما المتزوج افضل من رجل العزب (مجرد) یقوم لیله و یصوم نهاره.[۹]

قال رسول الله(ص): اتخذوا الاهل فانه ارزق لکم.[۱۰]

ایضا قال: اکثر اهل النار العزاب (مجردین).[۱۱]

قال ابوعبدالله(ع): رکعتان یصلیهما المتزوج افضل من سبعین رکعتا یصلیهما العزب.[۱۲]

درباره هم کفو بودن زوجین از منظر قرآن کریم:

کسانی را باید برای همسری انتخاب کرد که هم کفو باشند از باب نمونه مومنین و مومنات، صالحین و صالحات، عاکفین و عاکفات، صائمین و صائمات، زاهدین و زاهدات، مصدقین و مصدقات، مطیعین و مطیعات، حافظین و حافظات، باکرین و باکرات، قریشین و قریشیات، مسلمین و مسلمات و…

زنان و مردان ناپاک همکفو یکدیگرند:

الزَّانِی لَا یَنکِحُ إلَّا زَانِیَةً أَوْ مُشْرِکَةً وَالزَّانِیَةُ لَایَنکِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَحُرِّمَ ذَلِکَ عَلَىالْمُؤْمِنِینَ﴿۳﴾

مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسرى نگیرد و زن زناکار جز مرد زناکار یا مشرک را به زنى نگیرد و بر مؤمنان این [امر] حرام گردیده است.[۱۳]

آیه دیگر:

الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِوَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ أُوْلَئِکَمُبَرَّؤُونَ مِمَّا یَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ﴿۲۶﴾

زنان پلید براى مردان پلیدند و مردان پلید براى زنان پلید و زنان پاک براى مردان پاکند و مردان پاک براى زنان پاک اینان از آنچه در باره ایشان می گویند بر کنارند براى آنان آمرزش و روزى نیکو خواهد بود.[۱۴]

کراهت شدیده‏ ى ازدواج در چند مورد:

باب ” کراهت التزویج سیئى الخلق” کتاب وسائل، مقدمات نکاح (ص:۸۱) قال کتب الى ابی الحسن الرضا (ع) ان لى قرابة قد خطب الى و فى خلقه سوء قال (ع) لا تزوجه ان کان سئی الخلق. قال الصادق (ع) عن امیرالمؤمنین على ابن ابیطالب (ع) : «قال ایاکم و تزویج الحمقاء فان صحبت‏ها بلا و ولده ضیاع».[۱۵]

عن امام الصادق (ع): «لا تنکحوا من الاکراد احدا فانهم جنس من الجن».

و ازدواج با انسان‏هاى منحرف حرام است اگر ازدواج با علویه به خاطر باج ‏خواهى منحرفین عامیات جهت توهین و تحقیر‏ سادات معظم باشد، قطعاً حرام است.

لازم به ذکر است که ازدواج دختر و پسر شیعه اثنی عشری با پسر و دختر علویه و سادات حرمت شرعی ندارد و طبق نظریه حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)، نسابه کبیر، در کتاب لباب نهی ارشادی دارد و نیز تاکید شده است:

الادب الرابع: ان ینهی الرجال عن التزویج بالعامیات. فیزوّج العلوی بالعلویه. حتی لا تبقی بنات رسول الله صلی الله علیه و آله فی البیوت: اما فی الحاله المکروهه فی ضیق و فقر و اما فی العوام، الذی هم لیسوا لهن باکفاء و نزول شر فهنّ اذا تزوجن العوام.

الادب الخامس: ان لا یأمر العامی حتی یودّب العلوی بتأدیب من یجب تأدیبه من العلوی.

مستحب است تخفیف مؤنه تزویج و مهریه و کراهت دارد زیاده روی در آنها:

قال رسول الله(ص): افضل النساء امتی اصحهن وجها و اقلهن مهرا و قال الصدوق(ره) عن المعصوم: ان من برکت المرئه قلت مهرها و من شئومها کثره مهرها.[۱۶]

امام صادق(ع) که فرمود سه چیز مشموم است؛ المرئه فشؤمها غلا مهرها (یعنی مهریه زن بسیار سنگین باشد) و عسر ولدها (زایمان او مشکل و غیر معمول باشد) و اما الدابه فشئومها کثرت عللها و سو خلقها و اما الدار فشئومها ضیقها و خبث جیرانها.

دوست داشتن زنهای محللات مستحب است:

باب استحباب حب النساء المحللات قال رسول الله(ص): ما احب من دنیاکم الا النساء والطیب و ایضا قال الصادق(ع) ما اظن رجلا یزداد فی الایمان خیرا الا ازداد حبا لنساء.[۱۷]

مستحب است ولیمه (اطعام در عروسی) جهت تاسی به پیامبر اسلام(ص) که حضرت در عروسی تعدادی از زنهای خودشان ولیمه دادند و نیز فرمودند: «ان من سنت المرسلین الاطعام عند التزویج» و نیز فرمود: «ولیمه در روز اول مستحب است و در روز ثانی معروف است و بیشتر از دو روز ریا و سمعه است» و باید مومنین، فضلا و فقرا و اغنیا را با هم دعوت کنند و مومنین هم اجابت کنند و هزینه عروسی نباید به حدی زیاد باشد که باعث اذیت و آزار شوهر و مقروض شدن بستگان باشد و در عروسی منکرات و… صورت نگیرد که باعث اذیت دیگران شود و نیز شعائر اسلامی مثل حجاب و… باید رعایت شود و سیره پیامبر(ص) و علی بن ابی طالب(ع) و حضرت زهرا(س) سرمشق و الگو قرار بگیرد.

 به گفته شاعر:

ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است

ارزنـده تریـن زیـنت زن حفظ حجاب اسـت

الگوی خانواده اسلامی

جریان ازدواج حضرت زهرا(س):

هر کسی که نزد رسول خدا(ص) از زهرا(س) خواستگاری می کرد آن حضرت از او اعراض می کرد و اظهار نارضایتی می فرمود ولی موقعی که در نظر گرفت فاطمه(س) را برای حضرت علی بن ابی طالب(ع) تزویج نماید در خفا با آن بانو گفتگو کرد.

فاطمه زهرا(س) در جواب عرض کرد اختیار من با شماست اما زنان قریش درباره علی مسائلی را می گویند و … رسول خدا در جواب فاطمه فرمود: مگر نمی دانی که خدای علیم نظری به دنیا انداخت و مرا از میان جمیع مردان عالم به پیامبری انتخاب کرد. مرتبه دیگری به دنیا توجهی فرمود و از میان مردان علی (ع) را به جانشینی من برگزید و برای سومین بار نگاهی به دنیا کرد و تو را از میان زنان عالم جهت سیادت (یعنی فاطمه سیدته النساء العالمین) انتخاب کرد و …[۱۸]

ای فاطمه، خدا هیچ پیغمبری را نفرستاد مگر اینکه فرزندان او را از صلب او قرار داده ولی فرزندان مرا از پشت علی بیرون خواهد آورد. اگر علی نمی بود ذریه من در زمین باقی نمی ماند، فاطمه زهرا(س) گفت من کسی را از اهل زمین بر علی مقدم نخواهم داشت؛ لذا پیغمبر اسلام حضرت زهرا(س) را برای علی بن ابی طالب تزویج نمود و خطبه عقد را خواند.

حضرت امیر المومنین علی(ع) می فرماید من مدت یک ماه بود که در مسجد با پیغمبر نماز می خواندم و به منزل بر می گشتم و راجع به عروسی کردن با فاطمه زهرا(س) به پیغمبر خدا چیزی نمی گفتم.

ولی زنان پیغمبر خدا به من می گفتند مایلی که ما راجع به عروسی تو با فاطمه به رسول خدا پیشنهادی بکنیم من گفتم بی میل نیستم، لذا ایشان به محضور پیغمبر اکرم(ص) رفتند. ام ایمن گفت یا رسول الله اگر خدیجه کبرا زنده بود چشمانش به عروسی فاطمه زهرا(س) روشن می شد؛ علی بن ابی طالب زوجه خود را می خواهد، شما چشم زهرا(س) را به شوهرش علی(ع) و چشم ما را به وسیله عروسی این دو بزرگوار روشن کنید.

پیغمبر اکرم(ص) فرمودند: یا علی پس چرا زوجه خود را از من نمی طلبی من در این انتظار بودم؟ علی(ع) گفت: یا رسول الله من خجالت می کشیدم.

واقدی که یکی از دانشمندان مورد وثوق اهل سنت محسوب می شود در جز هشتم کتاب طبقات می نگارد:

موقعی که علی بن ابی طالب(ع) فاطمه زهرا(س) را از رسول خدا(ص) خواستگاری کرد پیغمبر معظم اسلام در جوابش فرمود: مرحبا یا علی این جبرئیل است که به من خبر می دهد خدا فاطمه را برای تو تزویج کرده.

در کتاب ینابیع الموده باب ۵۶ سید سلیمان قندوزی افغانی از قول طبرانی که از دانشمندان اهل تسنن به شمار می رود می نویسد:

لو لم یخلق علی ما کان لفاطمه(س) کفو؛ یعنی اگر علی بن ابی طالب خلق نمی شد همسری برای فاطمه زهرا(س) یافت نمی شد.

از این قبیل اخبار از طرف اهل تسنن و شیعیان زیاد به چشم می خورد ولی چون ما در این جا بنای اختصار داریم به همین دو حدیث اکتفا کردیم. [۱۹]

تاریخ ازدواج زهرا(س):

علامه مجلسی می نویسد: شیخ مفید ابن طاوس و اکثر بزرگان علما نوشته اند که این ازدواج در شب ۲۱ ماه محرم الحرام سال سوم هجری بوده است.

ولی در منتخب التواریخ به نقل از مصباح المتهجدین می گوید پیغمبر اسلام در روز اول ماه ذیحجه حضرت زهرا(س) را برای علی بن ابی طالب تزویج کرد. منافاتی ندارد که این ازدواج مبارک در اول ذیحجه بوده ولی عروسی در شب ۲۱ محرم بوده باشد.

مولف گوید در جریان ازدواج خواهیم خواند که عروسی زهرا(س) و علی (ع) یک ماه بعد از عقد بوده.

گفته شده ولادت فاطمه زهرا(س) در روز بیستم ماه جمادی الثانی سال پنجم از بعثت بوده و ظاهراً در آخر سال چهارم از بعثت بوده بنابراین از روز بعثت پیامبر (ص) تا روز ولادت حضرت زهرا ۴ سال و ۱۰ ماه و ۲۳ روز فاصله می شود.

روی این حساب پس سن فاطمه زهرا در وقت هجرت از مکه به جانب مدینه ۷ سال و ۸ ماه و ۱۰ روز می شود و در موقع عروسی بنابراین فرض باید سن آن بانو ۹ سال و ۷ ماه و یک روز بوده باشد.[۲۰]

صداق و مهریه حضرت زهرا(س):

علامه مجلسی در بحار می نویسد جبرئیل نزد پیغمبر اسلام آمد و گفت خدا می فرماید یک پنجم دنیا، یک سوم بهشت، نهر فرات، رود نیل نهروان که بین واسط و بغداد است و نهر بلخ را صداق زهرا(س) قرار دادم.

یا محمد تو زهرا(س) را با ۵۰۰ درهم به علی(ع) تزویج کن که بعد از این برای امت تو سنت و دستور قرار دهم.

نیز علامه مجلسی می نگارد پیغمبر اکرم (ص) به علی بن ابی طالب فرمود خدا فاطمه(س) را برای تو تزویج کرده و تمام زمین را صداق او نموده، کسی که روی زمین راه رود و دشمن تو باشد راه رفتن او حرام است.

و نیز در همان کتاب می نویسد صادق آل محمد (ص) فرمود: خدا یک چهارم دنیا و همه بهشت و جهنم را صداق فاطمه زهرا(س) قرار داده تا اینکه زهرا دوستان خود را به بهشت و دشمنان خویش را به جهنم داخل نماید.

جهاز حضرت زهرا(س):

موقعی که پیغمبر اسلام (ص) می خواست حضرت زهرا(س) را برای علی بن ابی طالب(ع) تزویج کند پیغمبر فرمود: یا علی چقدر خرج عروسی داری؟ عرض کردم: من یک اسب و زره دارم پیغمبر اکرم فرمود: اسب را که لازم داری ولی برخیز و زره خود را بفروش و پول آن را برای من حاضر کن.

علی (ع) می فرماید: من برخاستم زره خود را فروختم پول آن را به رسول خدا تقدیم کردم. پیغمبر اکرم یک مبلغی از آن پول را به بلال و … داد و فرمود: برو برای زهرا(س) جهاز تهیه کن.

۱- پیراهنی خریدند به ۷ درهم. ۲- مقنعه ای خریدند به ۱۴ درهم. ۳- قطیفه خیبریه. ۴- تختی که میان آن لیف خرما بود. ۵- دو عدد پشتی از جامه های مصری گرفتند که یکی از آنها را با لیف خرما پر کرده بودند و دیگری را از پشم. ۶-چهار متکا از پوست طائف خریدند که محتویات آن ها علف اذخر بود. ۷- پرده پشمی. ۸- حصیر هجری. ۹- یک دست آسیا. ۱۰- بادیه مسی. (ظرفی کوچکتر از آفتابه است.) ۱۱-ظرف آب خوری که از مس بود. ۱۲-کاسه چوبی برای شیر ۱۳-مشک آب. ۱۴-آفتابه ای که به قیر اندود شده بود. ۱۵-سبوی سبز. ۱۶-کوزه های سفالی.

همین که کلیه جهاز زهرا را خریدند و به حضور پیغمبر خدا آوردند آن حضرت آن ها را به دست می گرفت ملاحظه می کرد         می فرمود: بار خدایا این جهاز را بر اهل بیت من مبارک گردان.

محمد جواد مغنیه می نویسد: علی (ع) ریگهای خوبی کف حیاط ریخته بود و دو طرف چوبی را به دو دیوار برای چوب رختی به کار برده بود زیرا کمد و جالباسی برای لباس عروسی نداشتند و…

از قدیم الایام گفته اند: شرف المکان بالمکین، یعنی ارزش مکان به قدر آن کسی است که در آن مکان نشسته باشد.

در همین مکان و همین خانه ای که بیشتر اثاثیه آن سفالی بود پیغمبر اسلام (ص) خوشحال و مسرور می شد و با نفس نفیس خود شرفیاب می شد محبت پدری را نسبت به پاره تن خود زهرا(س) و دو نوگل دنیوی خود امام حسن و امام حسین(ع) و علی(ع) که برادر و وارث علم و حکمت و شریک در خصائص آن حضرت غیر از نبوت بود اظهار می کرد. در همین خانه ای که آل رسول و حسنین را در بر گرفته بود پیغمبر اسلام می نشست و از دیدن اهل و اولاد خود برخوردار می گردید و در راه دعوت خود از مخالفین اذیت و آزار ها می کشید.

در همین خانه بود که بزرگ خانه یعنی محمد (ص) با عائله خود می­ نشست؛ علی(ع) طرف راست آن حضرت، فاطمه(س) طرف چپ و حسنین در کنار آن بزرگوار. گاهی حسن و گاهی حسین را می بوسید برای آنان از خدا برکت می خواست برای ایشان دعا می کرد و از خدا می خواست که بدی را از آنان دور کند و آنان را پاکیزه کند وآن هم یک نوع پاکیزه کردن مخصوصی.

از همین خانه بود که پیغمبر اسلام به مسافرت می رفت و پس از مراجعت برای اولین بار وارد همین خانه می شد.

در همین خانه بود که جبرئیل وحی را از طرف خدا به قلب پیغمبر خدا نازل می کرد در همین خانه بود که ملائک حسنین (ع) را که دو بزرگ جوانان اهل بهشت اند خدمت می کردند. از همین خانه بودکه نور هدایت اسلام مدتها برای مردم جهان تشعشع می کرد و این تشعشع تا روز قیامت ادامه دارد در حالی که در قصرهای مرتفع و برافراشته فسق و فجور تولید می شد و در این خانه کوچک بود که زهرا(س) و شوهر و فرزندانش روز و شب خدا را تسبیح می گفتند.

انس که یکی از علمای اهل تسنن به شمار می رود می گوید: موقعی که پیغمبر اسلام(ص) آیه ۳۶ سوره نور را که اول آن این است: فی بیوت اذن الله ان ترفع الی آخر؛ خواند مردی بلند شد و گفت یا رسول الله این خانه ها کدام خانه هایند؟ پیغمبر اکرم فرمود: خانه های انبیا. ابوبکر ابن قحافه از جای برخاست و اشاره ای به خانه علی(ع) و زهرا(س) کرد و گفت یا رسول الله این خانه هم از خانه های انبیا محسوب می شود رسول خدا در جواب فرمود: آری این خانه افضل آن خانه ها است [۲۱] و نیز در این خانه بود که آیه تطهیر و همچین حدیث شریف کسا نازل شد که بشارتی بود برای شیعیان و محبین اهل بیت (ع) که علی (ع) فرمود: اذً ولله فزنا و فاز شیعتنا و…

عروسی حضرت زهرا(س):

پیغمبر اسلام ناقه شهبا (رنگ سیاه و سفیدی را که به هم آمیخته باشد شهبا گویند) را آورد قطیفه ای بر پشت آن کشید به فاطمه(س) فرمود: سوار شو. به سلمان فرمود مهار ناقه را بگیر و …

رسول اکرم فرمود: دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار با فاطمه زهرا همراهی کنند او را به خانه امیر المومنین ببرند اظهار خوشحالی نمایند، تکبیر بگویند و…

پیغمبر اسلام (ص)، حضرت حمزه، عقیل، جعفر و سایر اهل بیت با شمشیر های برهنه به دنبال فاطمه زهرا(س) به راه افتادند زنان رسول خدا هم از جلو ناقه زهرا اشعاری می خواندند.

عایشه زوجه پیامبر در آن موقع شعر هایی خواند که از آن جمله آنها این است:

سرن بها فالله اعلی ذکرها                و خصها منه بطهـر طاهـر

حفضه زوجه دیگر پیغمبر خدا نیز اشعاری خواند که از جمله آنها این است:

فـاطمـه خیـر نسـا البـشر                و من لها وجه کوجه القمر[۲۲]

همین که رسول عزیز اسلام(ص) نزد علی(ع) و زهرا(س) آمد به زهرا فرمود یک مقدار آب برای من بیاور فاطمه زهرا یک ظرف آب برای آن حضرت آورد پیغمبر خدا از آن آب مضمضه کرد و آن را به سر و بدن زهرا پاشید بعد از آن در حق حضرت زهرا(س) دعا کرد و فرمود: «اللهم انی اعیذها بک و ذریتها من الشیطان الرجیم» و درباره حضرت علی (ع) نیز چنین کاری انجام داد[۲۳] و برای زوجین مومنین نیز چنین کاری مستحب است.

حرمت اذیت نمودن زوجین همدیگر را به غیر حق:

باب: انه محرم علی کل من الزوجین ان یؤ ذی الاخر بغیر حقی قال رسول الله حرم من کان له امرئه توذیه لم یقبل الله صلاتها … اگر زوجه مرد خودش را به غیر حق اذیت کند خداوند صلات حسنات او را قبول نخواهد کرد ولو دائم روزه باشد و شبها را احیا نماید و مال کثیره انفاق کند باز هم اول کس است که وارد جهنم می شود. قال رسول الله و علی الرجل مثل ذلک الوزر و العذاب اذکان موأذیا ظالما و اگر مردی زوجه خود را اذیت کند به غیر حق خداوند صلات و حسنات خیرات و روزه مرد را قبول نمی کند و اگر زوجه در مقابل صبر نماید خداوند اجر حضرت ایوب را به او می دهند.[۲۴]

در باره عقد نکاح و احکام آن:

نکاح دو قسم است: دائم و منقطع که در هر دوی آن الفاظ ایجاب و قبول و قصد انشا از زوجین لازم است و مجرد رضایت قلبی کفایت نمی کند و:

۱- احتیاطا باید با لفظ عربی فصیح توسط زوجین اگر عالم باشند و یا وکیل عالم آنها خوانده شود و الفاظ غیر عربی جایز نیست مگر در صورت ضرورت که طرفین عالم نیستند و به وکیل عالم اصلا دسترسی ندارند که در این صورت باید با الفاظ فارسی که عین ترجمه عربی باشد و کلیه شرایط را بداند، بخوانند و جهال و نادانان از این مورد سواستفاده نکنند و احتیاط صد در صد لازم است.

طبق حدیث نبوی: «یحلل الکلام و یحرم الکلام» که الفاظ در حرمت و حلیت و… کاملا دخیل است.

۲- ایجاب (یعنی ایجاد زوجیت) از طرف زوجه  یا وکیل آن و قبول از طرف زوج  یا وکیل آن باشد.

۳- ایجاب در عقد دائم لفظ «انکحت» و یا «زوجت» و یا «متعت» به لفظ ماضی باید خوانده شود و درصورت عدم تعیین زمان در عقد دائم «متعت» اشکال ندارد و الفاظ دیگر مثل «وهبت، مللکت، آجرت» کفایت نمی کند و عقد باطل است.

۴- قبول از طرف زوج و یا وکیل آن باید بلافاصله به لفظ «قبلت» باشد. اگر زوجه یا وکیل آن برای زوج بگوید «انکحت و زوجت، نفسی و یا موکلتی فلانه موکلک فلان علی المهر المعلوم المعین» بلافاصله زوج یا وکیل آن بگوید «قبلت النکاح و التزویج لنفسی و یا لموکلی هکذا» صیغه عقد صحیح است.

شرایط صیغه عقد:

عاقد باید به الفاظ صحیح فصیح عربی عالما به تمام شرایط عقد را بخواند و نیز باید قصد انشا زوجیت (ایجاد ما لم یوجد) در بین زوجین را داشته باشد. در خواندن عقد موالات شرط است و فاصله بین ایجاب و قبول نباشد و عقد باید منجز باشد و معلق به شرایط غیر محلله نباشد و مثلاً بگوید اگر امروز جمعه باشد فلانه را به عقد شما در می آورم که چنین عقدی باطل است.

عاقد باید بالغ، عاقل، عالم، قاصد و محل اعتماد باشد و نیز زوجین معین باشد و نام آنها را ذکر کند وکالت از طرف واحد یا زوجین برای یک نفر اشکال ندارد. وکیل باید طبق توافق طرفین عقد بخواند و تعدی از آن حرام است اگر وکیل طبق اجازه کامل طرفین عقد نخواند عقد فضولی است و توافق و رضایت جدید از طرفین لازم است و عاقد می تواند هم موجب از طرف زوجه و هم قابل از طرف زوج باشد در صورت امکان احتیاطاً عاقد دو نفر باشند.

شرایط زوجین درزمان عقد:

بلوغ (مرد ۱۵ سال و زن ۹ سال تمام قمری)، عاقل باشند، مختار باشند و عقد با رضایت طرفین باشد، زوجین در حین اجازه دادن دارای هوش و حواس باشند و مست و لایعقل نباشند، زوجین رشید باشند (یعنی صلاح و فساد را تشخیص بدهند)، زوجه و زوج معین و معلوم باشند.

الفاظ صیغه عقد دائم به طور مشهور و مانوس:

اگر عقد میان زوجه و زوج عالم باشد صیغه عقد چنین است:

اصالتی: بعد از تعیین مهر و توافق زوجه بگوید «انحکتک نفسی یا انکحت نفسی منک اولک علی الصداق المعلوم» زوج بلافاصله بگوید «قبلت النکاح لنفسی هکذا» عقد صحیح است.

در عقد وکالتی: «انکحت یا زوجت زیدا هندا علی الصداق المعین» بلافاصله وکیل زوج بگوید: «قبلت لموکلی هکذا» و یا «انکحت هندا من زید یا لزید علی الصداق المعلوم المعین» بلافاصله وکیل زوج بگویید: «قبلت لموکلی هکذا» و انواع دیگر از صیغه هایی که گفته اند غیر مشهور است.[۲۵]

اگر از طرف زوجین دو تا وکیل بر وکالت باشد بعد از اقرار زوجه و زوج وکیل آنها بلافاصله در کل عقود باید «قبلت» بگوید و لفظ صیغه عقد چنین است:

وکیل زوجه بگوید: «انکحت یا زوجت موکلتی موکلی خدیجه موکلی موکلک احمد علی الصداق المعلوم» وکیل زوج بگوید: «قبلت النکاح والتزویج لموکلی موکلی احمد علی الصداق المعلوم» عقد صحیح است.

اگر وکیل زوجه و زوج سه واسطه باشند صیغه چنین است: «انکحت یا زوجت موکلتی موکلی موکلی لموکلی موکلی موکلی علی الصداق المعین» وکیل زوج بگوید: «قبلت انکاح و التزویج لموکلی موکلی موکلی هکذا.»

اجرای عقد با ضمیر غایب:

ایجاب: متعدی به نفس وکالتاً

وکیل زوجه بگوید: «انکحتها ایاه علی الصداق المعلوم» و وکیل زوج بگوید: «قبلت النکاح له علی الصداق المعلوم»

اجرای عقد با اسم اشاره اصالتاً:

زوجه می گوید: «انکحت نفسی هذا علی الصداق المعلوم» و زوج می گوید: «قبلت النکاح لنفسی علی الصداق المعلوم»

وکالتاً وکیل زوجه بگوید: «انکحت نفسی هذا لهذا علی الصداق المعلوم» وکیل زوج: «قبلت النکاح لهذا علی الصداق المعلوم» و در عقد غیر دائم در صورتی که با ضمیر غایب یا اسم اشاره بخواند باید «متعت» و «قبلت» بگوید.

اجرای صیغه عقد بین اولیا:

صیغه عقد بین ولی زوجه و زوج مثل پدر یا جد پدری بعد از توافق و تعیین مولی علیهما و تعیین مهر ولی زوجه بگوید: «انکحت یا زوجت ابنتی یا ابنت ابنی فلانه مثلا ابنک فلانا یا من ابنک و یا من ابن ابنک علی الصداق المعلوم المعین» ولی زوج بلافاصله بگوید: «قبلت انکاح او التزویجه لابنی او لابنی ابنی علی الصداق المعلوم المعین»

در عقد دختر باکره اجازه پدر و یا ولی او شرط است و بدون اجازه عقد باطل است و نیز عاقد باید مضمون لفظ «انحکت» و «زوجت» و ایجاب و قبول و انشاء زوجیت را بفهمد اگر عاقد نداند که زوجیت به لفظ «زوجت» یا به لفظ «وهبت» است در اینجا صحت عقد اشکال دارد ولو عاقد اجمالاً بداند که آن لفظ از برای این معناست، بنابراین در شرایط کنونی و فعلی که دسترسی وجود دارد عاقد باید عالم باشد و از عقد بستن پیش افرادی که وارد نیستند و لو طلبه باشد باید پرهیز شود و انسان نکاح حلال خود را تبدیل به حرام نکند.[۲۶]

عقد غیر دائم:

مثل عقد دائم باید کلیه شرایط یاد شده را داشته باشد و در آن ذکر مدت معین زیاد و یا کم و مهریه معین زیاد و یا کم لازم است به استثنای عدم نفقه و ارثیه زن و شوهر و اسکان و نیز طلاق ندارد و بعد از انقضای مدت زوجیت تمام می شود و اولاد زوجین از بقیه حقوق زوجیت برخوردار می باشند (شرح لمعه دمشقیه ج۵ ص۲۸۹) و سه رکن دارد: ۱)زوج و زوجه مسلمان و معین باشند، ۲)مدت و زمان معین باشد ۳) مهر هم معین باشد.

خواندن عقد غیر دائم:

اگر عقد بین زوجه و زوج اصالتاً باشد: زوجه بگوید: «متعتک نفسی فی المدت المعلومه علی مهر معلوم» زوج بگوید: «قبلت المتعت لنفسی هکذا» در صورت وکالتی: «متعت نفس موکلتی نفس موکلی فی المدت المعلومه علی المهر المعلوم» وکیل زوج: «قبلت المتعه لنفسی موکلی هکذا» اگر وکیل دو نفر باشد صیغه عقد چنین است: «متعت نفس موکلتی لنفسی موکلی فی المدت المعلومه علی المهر المعلوم» وکیل زوج بگوید: «قبلت التمتیع لنفسی لموکلی موکلی هکذا» و نیز با ضمائر و اسم اشاره قابل اجراست.

صیغه عقد دائم به زبان فارسی:

صیغه عقد دائم دو رکن دارد: ۱) زوجه و زوج معین و هم کفو باشند، ۲) مهر معین باشد.

اجرای عقد اصالتاً:

بعد از کلیه شرایط و توافق زوجین و تعیین مهر:

« به زنیت دائمی و علاقه همیشگی دادم نفس خودم را برای شما بنابر مهر معلوم و معین» و زوج بلافاصله بگوید: «قبول زنیت دائمی و علاقه همیشگی نمودم من برای نفس خودم بنا به مهر معلوم و معین (یا هکذا).»

خواندن صیغه عقد به زبان فارسی وکالتاً:

اگر وکیل زوجین یک نفر باشد:

«به زنیت دائمی و علاقه همیشگی دادم من شخص وکیل گیرنده خودم فلانه را برای شخص وکیل گیرنده خودم فلانی بر مهر معلوم معین» و بلا فاصله بگوید: «قبول زنیت دائمی و علاقه همیشگی نمودم من برای شخص وکیل گیرنده خودم فلانی همچنین (یا هکذا).»

صیغه عقد  غیر دائم به زبان فارسی:

اگر عاقد زوج و زوجه باشد: «به زنیت دادم من نفس خودم را برای شما به مدت معلوم و مهر معلوم» زوج بگوید: «قبول زنیت نمودم من برای نفس خودم» همچنین اگر وکیل یک نفر باشد بگوید: «به زنیت دادم من شخص وکیل گیرنده خودم را برای شخص وکیل گیرنده خودم به مدت معلوم و مهر معلوم» وکیل زوج بگوید: «قبول زنیت نمودم من برای شخص وکیل گیرنده خودم همچنین (یا هکذا).»

اگر وکیل زوجه و زوج دو واسطه باشد و جاری کننده عقد یک نفر باشد صیغه عقد چنین است: «به زنیت دادم من شخص وکیل گیرنده وکیل گیرنده خودم را برای وکیل گیرنده وکیل گیرنده خودم به مدت معلوم و مهر معلوم» وکیل زوج بلافاصله بگوید: «قبول زنیت نمودم من برای وکیل گیرنده وکیل گیرنده خودم همچنین (یا هکذا).»

خطبه قبل از عقد:

الحمد لله الذی احل النکاح و الزواج و حرم الزناء و السفاح و الف بین القلوب بعد الفراق و الشقاق و انسهم باالرافته و الصلاح ثم الصلوه و السلام علی محمد و آل محمد. قال الله تعالی فَانکِحُواْ مَا طَابَلَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْأَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَأَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ.

و بعد از خواندن صیغه عقد این دعا را بخواند: «اللهم انصر الاسلام و اهله واخذل الکفر و اهله و شتت شملهم و فرق جمعهم و قلب تدبیرهم. اللهم الف بینهما کما الفت بین آدم و حوا، اللهم الف بینهما کما الفت بین ابراهیم و سارا، اللهم الف بینهما کما الفت بین موسی و صفورا، اللهم الف بینهما کما الفت بین محمد و خدیجه الکبری، اللهم الف بینهما کما الفت بین علی و فاطمه الزهرا علیهما السلام، اللهم طیب نسلهما و اخلف لهما ولداً صالحا و اوسع فی رزقهما انک واسع علیم. اللهم انی اعیذهما بک و ذریتهما من الشیطان الرجیم بحق محمد و آله الطاهرین الاجمعین.»

گفتن بسم الله و اعوذبالله مستحب مواکد است:

باب تاکد استحباب التسمیه و الاستعاذه وطب الولد الصالح عند الجماع عن الامام الصادق(ع) فی الرجل اذا اتی اهله و خشی ان شارکه الشیطان. قال: یقول بسم الله و یتعوذ بالله من الشیطان. امام صادق(ع) درباره شرکت شیطان در نطفه انسان فرمود: که خداوند در قرآن تذکر داده است «و شارکهم فی الاموال و الاولاد و…[۲۷]». از حضرت درباره شرکت شیطان سوال کرد که چگونه تشخیص داده می شود؟ قال (ع): «بحبنا و بغضنا، فمن احبنا فهوا نطفه الرجل و من ابغضا کان نطفه الشیطان» و احادیث کثیره دیگر و …

 هر انسانی که نسبت به اهل بیت پیامبر(ص) و ذراری آنها محبت دارد آن نطفه پدر و حلال است و اگر نسبت به اهل بیت پیامبر(ص) و ذراری ایشان بغض و عداوت دارد بلاشک نطفه شیطان است.

 بنا به گفته شاعر:

 از دشمن سـادات بپرس از نطفه شـان

شاید که مزعدع[۲۸] است ازو لطف نشاید

 


[1]- سوره مائده

[۲]- سوره نور

[۳]- سوره نساء

[۴]- سوره نسا

[۵]- سوره نسا

[۶]- وسایل الشیعه جلد۲۰ ص۱۴

[۷]- وسایل الشیعه جلد۲۰ ص۱۷

[۸]- وسایل الشیعه جلد۲۰ ص۱۴

[۹]- وسایل الشیعه جلد۲۰ ص۱۹

[۱۰]- همان

[۱۱]- همان

[۱۲]- وسایل الشیعه جلد۲۰ ص۱۷

[۱۳]- سوره نور

[۱۴]- سوره نور

[۱۵]- وسائل الشیعه جلد ۲۰ ص ۸۴

[۱۶]- وسائل الشیعه جلد۲۰ ص۱۱۲

[۱۷]- وسائل الشیعه جلد۲۰ ص۲۲

[۱۸]- ستارگان درخشان ج۲ ص ۲۳ تا ۲۶

[۱۹]- ستارگان درخشان جلد ۲ ص ۱۵ تا ۲۱

[۲۰]- ستارگان درخشان ص ۱۵ – ج۲

[۲۱]- ستارگان درخشان ص ۱۶تا۲۱ – ج۲

[۲۲]- ستارگان درخشان ص ۲۹ – ج۲

[۲۳] – ستارگان درخشان ص ۳۲- ج۲

[۲۴]- وسایل ج۲ ص۱۶۱

[۲۵]- انواع عقد از دروس مرحوم وجدانی فخر(ره)

[۲۶]- تحریر الوسیله ج۲ ص۲۴۹

[۲۷]- سوره اسرا آیه ۶۴

[۲۸]- نطفه حرام

۸ دیدگاه »

  1. روح اله اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۳ at ۷:۲۲ ب.ظ - پاسخ

    سلام و درود من را از جمهوری اسلامی ایران شهر شیراز پذیرا باشید. آجرکم الله انشاء الله

  2. سیدعلی الحسینی شهریور ۱۶, ۱۳۹۴ at ۱۲:۵۹ ب.ظ - پاسخ

    ***نمونه ای از عقدنامه جهت استفاده عزیزان تقدیم می گردد *****
    بسم الله الرحمن الرحیم ” النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی”
    عقد نامه ازدواج دائم

    الحمد لله الذی احل الزواج و النکاح و حرم الزنا و السفاح و الف بین القلوب بعد الفراق و الشقاق و آنسهم بالرأفة و الصلاح ثم الصلوة و السلام علی خیر الانام محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین المنتجبین .
    وبعد : با عنایت به الطاف خداوند متعال و به‌میمنت و مبارکی و شادباش قباله ازدواج ، دوشیزه محترمه و باکره مکرمه سرکار خانم (نام عروس/ زوجه) فرزند (نام پدر) بشماره شناسنامه/ گذرنامه و کد ملی … صادره از … متولد … و ساکن : … و جناب آقای (نام داماد / زوج) فرزند (نام پدر) بشماره شناسنامه/گذرنامه و کد ملی صادره از … متولد … ساکن … در عصر روزپنجشنبه ۰۰/ربیع الاول/۱۴۳۶هجری قمری مقارن ۱۳۹۴/۰۰/۰۰ هجری شمسی ومطابق ۰۰/۰۰/۲۰۱۵ میلادی به شرح زیر و با حضور بزرگان فامیل (نام فامیل زوج/داماد) و (نام فامیل زوجه/عروس) به رشته تحریر درآمد به‌مهریه : یک جلد کلام الله مجید و یک شاخه نبات و یک شاخه گل رز و یک جام آئینه و شمعدان به انضمام ۰۰۰ عدد سکه طلای تمام بهار آزادی و سه دانگ منزل مسکونی به‌مبلغ معادل ۰۰۰ سکه بهار آزادی رایج کشور جمهوری اسلامی ایران (ویا هر نوع مهریه دیگر میتوان قیدکرد) به عنوان مهریه تعیین و مقرر گردید . و موارد فوق الذکر تماماً بر ذمه آقای (نام داماد/زوج) می‌باشد. والسلام

    (نام عاقد طرف قبول) (نام عاقد طرف ایجاب)
    امضاء عاقد طرف قبول امضاء عاقد طرف ایجاب

    امضاء زوج / داماد امضاء زوجه / عروس

    امضاء شاهد ۱ امضاء شاهد ۲ امضاء شاهد ۳ امضاء شاهد ۴

  3. سیدعلی الحسینی شهریور ۱۶, ۱۳۹۴ at ۱:۰۷ ب.ظ - پاسخ

    رابط فایل نکاحنامه خراب می باشد

    • مدیر مهر ۸, ۱۳۹۴ at ۴:۲۱ ب.ظ - پاسخ

      فایل مربوطه اصلاح گردید. با تشکر از نظرات شما

  4. Hassan فروردین ۲۵, ۱۳۹۵ at ۱۲:۳۱ ب.ظ - پاسخ

    با سلام و عرض احترام سوال از محضر شما دارم و آن این هست که:چرا بعضی از سادات عزیز کشور ما ازدواج شیعه اثنی عشری(قوم هزاره افغانستان)را با دختران سیده جایز نمیدانند و یا حرام کردن اما برعکس که رجال سید میتوانند با دختران این طایفه از مردم افغانستان ازدواج کنند(دلیل این حرمت چیست؟)
    باتشکر.

  5. وفایی اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۵ at ۵:۲۴ ب.ظ - پاسخ

    این کار سادات معظم جزبرتر بینی وخودخواهی هیچ دلیل ومنبع شرعی ندارد اگه کسی پیداکرد بفرمایند

  6. عنایت الله علیزاده مهر ۱۳, ۱۳۹۶ at ۱۱:۴۵ ب.ظ - پاسخ

    من از نوشته های بالا خلی برداشت کدم خوشم آمد میخواهم ثبت کنم خوده تشکر

  7. عنایت الله علیزاده مهر ۱۳, ۱۳۹۶ at ۱۱:۴۷ ب.ظ - پاسخ

    میخواهم دراین سایت سهم فعال داشته باشم به رهنمای شما ضرورت دارم .

فرستادن دیدگاه »

Page optimized by WP Minify WordPress Plugin